| تحلیلی بر آواز گنجشکها |
|
|
| 1388/05/29 ساعت 15:58:08 | ||||
|
مردی با چشمان ریز...
گرچه در اين مقال قرار نيست درباره ي مجيد مجيدي حرف بزنم اما به نظرم مي رسد ذكر اين نكات خالي از لطف نباشد كه مجيدي سازنده ي فيلم هاي همچون ، بدوك ، پدر، بچه هاي آسمان ، رنگ خدا ، باران ، بيد مجنون و آواز گنجشك هاست كه پيش از روي آوردن به كارگرداني تجربه ي بازيگري را نيز داشته و به قول معروف يك خطي هم از بازيگري مي داند!
--------------------------------------------------------- از شاخصه هاي فيلمسازي مجيدي ، آنچه كه اين حقير دريافته ام ، وي همچون برخي ديگر از فيلمسازان ايراني تحت تاثير شيوه ي فيلم سازبزرگي همچون تاركوفسكي قرار دارد! با آن تصاوير وسيع و پر از رنگ طبيعت مثل فيلم نوستالژيا ، مجيدي نخستين بار اين گونه تصاوير را در فيلم " رنگ خدا " گنجاند و البته در اين باره موفق بود و توانست مخاطبين كثيري را جذب آثار خود خود كند! وي آدمي مذهبي مي نمايد كه البته داشته هاي ديني اش بصورت كاملن عادي در آثارش به چشم مي خورد و البته وي در برخي از آثار خود همچون بيدمجنون در مقام قاضي برآمده و حتي قهرمان فيلم خود را محكوم مي كند و به سزاي اعمال خود مي رساند!
آواز گنجشكها: آواز گنجشك ها فيلمي در ژانر كاري
خاص مجيدي با رگه هايي از " تحول ، فقر ، طنز ، پيگيري تعمير سمعك در تهران همانا و آشنائي كريم با شغل هاي كاذب موجود در اين شهر بي سر و ته و پر ريا همان! كريم كه از تعمير سمعك مايوس شده ، تلاش مي كند تا با توسل به شغل كاذب مسافركشي با موتور سيكلت سكان زندگي خود و خانواده اش را در دست نگه دارد و با همين هدف و آشنائي اتفاقي و طنز گونه اش با اين شغل ، مسافر كشي را ادامه مي دهد و به مرور در مواجه با طيف متنوعي از آدم ها با ادبيات فكري مختلف دچار لغزشي مقطعي شده و رزقش را آلوده ي نان ناسالم و حرام مي كند ، البته مجيدي اذعان دارد كه خدا در همه حال همراه كريم بي شيله پيله و ساده ي داستان است و اجازه نمي دهد كه وي در اين منجلاب فرو برود و با بهره مندي از فطرت پاك و ساده ، كريم را از بند وسوسه هاي شيطاني مي رهاند. قصه ي انحراف كريم از يك هزار توماني آغاز مي شود ، به يك يخچال كوچك چند ده هزارتوماني مي پيوندد و با يك پانصدتوماني پايان مي يابد! كريم نخستين بار ناخواسته يك هزار توماني اضافي از يك برج ساز احيانن ميليونر دريافت مي كند و براي پس دادنش چندان تلاش نمي كند ، و در گام دوم نيز بر حسب اتفاق سرنوشت يك يخچال كوچك چند ده هزار توماني را در احاطه مي گيرد و در سومين گام با مردي رو به رو مي شود كه پانصد توماني اضافي كه از كريم گرفته را به وي پس مي دهد. اما آنچه مجيدي در داستانش در پي ارائه است مقدرات الهي است كه چگونه كريم را از بند انفاس شيطاني مي رهاند! ماجراي آن هزار توماني كه كيريم با آن گوجه سبز مي خرد ، در پي سوراخ شدن پلاستيك و سرازير شدن قسمتي از گوجه سبزها (احيانن به انداره ي 1000 تومان!) به جاده و رود روان كنار آن ، گويا كه حل مي شود و جريان يخچال كوچك نيز بواسطه ي بازگشت كريم به صراط مستقيم (تاثير گرفته از ماجراي 500 تومان) ختم به خير مي گردد ، اما آنچه هنوز در كريم باقي است ، آلودگي وي به نفس عماره و خرده شيشه هاي شهرگردي است! كريم كه گوئي كمي تغيير رفتار داده و ديگر حاظر نيست حتي از ضايعات ساختماني تلنبار شده در گوشه ي حياط كه آنها را به رايگان بدست آورده هم بگذرد ، آيا مستحق تنبيه نيست؟ آخر او همان كريمي است كه املت تخم شتر مرغ را در عين زندگي فقيرانه اش با همه ي همسايه هاي خود تقسيم مي كرده! و حالا حتي از درب ضايعاتي هم نمي گذرد و با دروغگوئي درب بخشيده شده به پسر خاله اش را پس مي گيرد! اين كريم ديگر آن كريم سابق نيست! شيشه خرده دارد ، آلوده شده و به نوعي از دنياي سادگي اين سوي شهر فاصله گرفته است و به همين خاطر طي حادثه اي انبار ضايعات تلنبار شده در كوچه ي حياط سرش هوار شده و آسيب جسمي سختي مي خورد و خانه نشين مي گردد و در فرايندي چند ماهه تنبيه مي شود بطوري كه همان پسر خاله كه كريم از او يك درب بي ارزش را دريغ داشته است حالا همدم و همراه و يار غمخوار اوست و حتي گاهي در كنار همراهي به او پول هم قرض مي دهد ، و اين فرايند در كنار دست هاي تاول زده ي پسر كوچك خانواده كريم را متنبه ساخته و به خود مي آورد و كريم با بخشش همه ي اقلام ساختماني ضايعاتي ، خود را از بند انفاس شيطاني مي رهاند! و در نهايت در صحنه اي با آزاد كردن گنجشك گير افتاده در خانه اين فرايند را تكميل كرده و در همين حين شتر مرغ گم شده نيز به پرورشگاه خود باز مي گردد و اصطلاحن زندگي شيرين مي شود... داستان اين فيلم بر اساس روايتي دو وجهي و كاملا خطي رقم مي خورد و مجيدي نيز با هنرمندي تمام در انتخاب لوكيشن و بازيگر ها به چهره ي فيلم خود كمك بسزائي كرده است ، بازيگر شخصيت كريم گوئي كه براي اين نقش پرورش يافته ، مردي ساده و جوان و در عين حال شكسته و شهرستاني با چشم هايي ريز كه گوئي قرار است فقط آن قسمتي از دنيا را ببيند كه در چشمانش جا مي شود! وجه ي ديگر داستان: همزمان با ماجراي كريم ، داستاني فرعي با عنوان نوجوانان و روياي ميليونر شدن در حال روايت است ، پسر نوجوان كريم با 5 نفر از دوستانش قصد دارند با بازسازي آب انبار لجن گرفته ي مزرعه ي نزديك خانه و پرورش ماهي قرمز ميليونر شوند كه هرزگاهي بواسطه ي مخالفت كريم با اين اقدام به داستان همجوار خود پيوند مي خورد! به نظرم مي رسد هر چقدر نگاه نگارنده در داستان كريم مبتني بر داشته هاي ديني و سنتي اما متعصبانه و جدي است ، در داستان نوجوانان مبتني بر اصول روانشناسي رشد و مباحث كاملا علمي اما نه چندان متعصبانه و جدي است ، به طوري كه در اين بخش يك نكته ي فوق العاده موثر علمي در باب خصوصيات هويت نوجوان به مخاطب گوشزد مي شود كه در بند هاي آتي همين مقاله به تفصير ذكر خواهد شد. پر واضح است كه بازيگران نوجوان فيلم با وسواس خاصي انتخاب شده اند ، پسراني 10 – 12 ساله با قدي يكدست و بيني هاي نقلي كه نمادي شگرف از قشر نوجوان به شمار مي روند و با همين خصوصيات نقش بسزائي در روند داستان برعهده دارند ، به طوري كه علي رغم عدم ربطه ي جامع داستان فيلم با هويت نوجوان ، فيلم را به شكل ملموسي نوجوانانه معرفي مي كنند.
تصاوير: اجازه دهيد در ابتدا نقصي در تصاوير را گوشزد كنم كه به نظر مي رسد ضربه اي جدي به فيلم زده است و آن نگرش هاي تمثيلي برخي تصاوير است كه ضعف نمود مي كنند ، براي مثال در صحنه اي كه كريم درب ضايعاتي را بر دوش خود از خانه ي خال اوغلي باز پس مي آورد ، فيلمساز تلاش كرده است از اين صحنه به مثابه ي پلي ميان نيكي و بدي بسازد كه البته به صورت كلي موفق هم بوده است اما در اين صحنه پلاني وجود دارد كه بشكل هلي شات از بالا دربي آبي را نشان مي دهد كه در ميان دشتي وسيع در حال حركت است ، اين صحنه در چند پلان متصل به هم داراي پرش و با لرزش هايي آزار دهنده تصوير برداري شده كه ضعف تصوير برداي جلوه مي كند اما به نظر مي رسد اين نما ، نمايي از منظر آسمان يا خدا است كه به شكل puv نشان داده مي شود! اين پلان در هر شكل باعث آزار مخاطب مي شود كه اگر روي آن نام اشكال و ضعف در تصوير برداري بگذاريم بهتر است و الا بحث فلسفي در خواهد گرفت! دركل تصاوير اين فيلم نيز همچون ديگر آثار مجيدي پر است از رنگ و نماهاي باز طبيعت كه چهره ي زيبائي از فيلم را به رخ تماشاگر مي كشاند و از ثانيه هاي ابتدائي سعي در زمين گير كردن مخاطب خود دارد! بطوري كه درآغازين پلان فيلم تصوري از سر و گردن تعداي شتر مرغ دوست داشتني با نگاهي مبهوت و دهاني نيمه باز را نشان مي دهد كه انصافن مخاطب را درگير خود مي كند!
صحنه هاي موثر و بكر: آواز گنجشك ها در چند صحنه تاثير بسزائي روي مخاطب خود مي گذارد ، صحنه هاي پر از مفهوم و عميق كه در عين سادگي همچون پتكي دوست داشتني بر سرافكار مخاطب فرود مي آيد. × نخستين صحنه ي بكر آنجائي است كه كريم پس از اخراج از شترمرغ داري رو به شترمرغ ها مي كند و با نگاهي عميق و ژرف خطاب به آنها مي گويد: خيلي بي معرفتيد! اين صحنه ي چند پلانه در تاثير از يكديگر رابطه اي عاطفي ميان كريم و شتر مرغ ها را به تصوير مي كشد و مي گذرد.
×دومين صحنه ي موثر ، آنجائي است كه كريم دختر ناشنواي خود را با موتور سيكلت به مدرسه مي رساند ، دختر پياده مي شود ، خداحافظي مي كند و به طرف مدرسه مي رود ، در اين هنگام كريم همزمان با پياده شدن از موتور دختر ناشنواي خود را صدا كرده! و به شكل خاصي دنبال او مي دود تا دختر متوجه ي او شود ، كريم بي وقفه در مقابل پاهاي دختر مي نشيند و شروع به بستن بند هاي كفش دخترك مي كند و اگر اشتباه نكرده باشم مي گويد: نگران نباش برات يه سمعك نو مي خرم! اين صحنه ژرفائي پدرانه دارد كه بسيار همه گير و موثر جلوه مي كند!
× اما علمي ترين و پر محتوا ترين صحنه ي اين فيلم زماني است كه 6 پسر نوجوان به شكلي گروهي سرگرم خالي كردن و رساندن گلدان هاي گل به گلخانه هستند ، آنها به قدري گروهي و با اشتياق كار مي كنند كه مخاطب را به تشويق وا مي دارند اما در همين حين وقتي متوجه ي سوراخ شدن دبه ي ماهي هايي كه در زير گلدانها قرار دارد مي شوند به يكباره تغيير رفتار داده و همچون قوم مغول گلدان هاي گل را براي رسيدن به دبه ي ماهي ها از بالاي وانت به پايين پرتاب كرده و مي شكانند! به نظرم اين صحنه داراي بار روانشناسي بسيار عميقي است كه از خصوصيات رفتاري منحصر بفرد نوجوانان حكايت كرده و مي گويد: "نوجوانان تا زماني آرام ، بشاش و گروه هستند كه امنيت فكري شان تهديد نشود ، اما بلافاصله پس از تهديد به موجوداتي كنترل نشدني تبديل مي شوند!" و اين يكي از شاخصه هاي منحصر بفرد دوران نوجواني قلمداد مي شود ، موضوعي كه در اجتماع ما ناشناخته است!
قصد ندارم اين فيلم را ستايش كرده و يا رد كنم اما ذكر اين نكته ضروري است كه ميتوان روي آن عنوان فيلم موفق نهاد ، چرا كه آواز گنجشك ها علي رغم پيش داروي و قضاوت هاي فردي مولفش داراي بار مفهومي بسيار است و در عين حال فيلمي همه فهم محسوب مي شود.
نوشته ی : سید محمد مهدی حسینی پارسا
------------------------------------------------------------------------- تنها اعضاء مجاز به ارسال نظر هستند، لطفا عضو و یا وارد شویدبازدید: 315
Powered by AkoComment And Mambolearn |
||||

نظر بینندگان