|
1388/04/22 ساعت 02:43:30 |
|
یالطیف
ایده ی تاسیس خانه ی هنر و ادبیات پارسا ، درست در زمانی قوت گرفت که اوج خستگی ام را در فعالیت های فرهنگی هنری مبتنی بر دولت تجربه می کردم! شاید برترین دلیل روی آوری و یا در اصل بازگشت به سوی فعالیت های مردم نهاد ، وابستگی های نامعقول و گرایش های فکری عمده ی مدیران فرهنگی که رقم زننده گان سیاست های کلان مدیریتی حوزه ی فرهنگی به شمار می روند و البته عدم وجود چارچوب قانونی یکپارچه در مدیریت فرهنگی کشوربود که به شکل قابل توجهی به انگیزه کشی در میان جوانان فعال و خلاق این حوزه می انجامد و هر مدیر فعالی را به سکون دعوت می کند...
در این برهوت مدیریت فرهنگی کشور که در صورت تدام بی تعارف چشم اندازی جز سراب را بر نخواهد تابید به نظر می رسد که شاید تنها مسیر باقیمانده برای تلاشی بی آلایش و موثر روی آوردن به سامانه های مردم نهاد همان NGO ها باشد که البته کارشکنی و حرکت لاک پشتی همان مدیریت مذکور در این حوزه نیز اسباب ناراحتی را به شکل قابل توجهی بوجود آورده است...
اما آنچه افق دید خانه ی هنر و ادبیات پارسا را درگیر خود ساخته است همان گروه هدف اصلی " چشم انداز 20 ساله " یعنی وارثان اجتماع آینده ، تشکیل دهنده ی نسل های بعدی همان " نوجوانان " هستند... ، نوجوانان به عنوان پویاترین اجتماع هویتی قشری جامعه که در روزگار گذار فرهنگی این کشور در حال توسعه زندگی می کنند ، درگیر و دار شرایط بحرانی مقتضی از سن و تشدید التهابات اجتماعی موجود ، شکننده ترین هویت سنی را تشکیل می دهند که همین امر ما را بر آن داشته است تا با بهره مندی از رسانه ی مقدس و کارای هنر در جهت رفع موانع رشد پایدار این هویت بکوشیم تا اجتماع آینده ی ایران عزیز حرفی برای گفتن داشته باشد! بی تردید عدم برنامه ریزی منسجم و کلان برای ساماندهی این هویت ظریف ، تلاش در جهت نابودی ایران آینده خواهد بود و در این مسیر انتظار می رود آن دسته از مدیران فهیم ایران عزیز در جهت نگرش کلان به این هویت گام بردارند و خانه ی هنر و ادبیات پارسا نیز در جهت اطلاع رسانی و رایزنی های لازم کوتاهی نخواهد کرد...
با این امید الهم عجل لولیک الفرج
سید محمد مهدی حسینی پارسا 1387 - زمستان
|